تبلیغات
و بـــــ ـلــ ـ ـا گــــ یــــــ ـــ ـــا د گــ ــا ر یـــ - سلام فاحشه
سلام فاحشه!

مدتها بود میخواستم برایت نامه ای بنویسم...

اما هر بار تا نیمه راه میآمدم و پشیمان میشدم.

آنقدر روشنفکران و فرهیختگان سرزمینم

در مدح و ستایش مقام فاحشگیت قلم فرسودند

 که دیگر برای خود من هم این شبهه به وجود آمده

که شاید فاحشگی نوعی تقدس باشد!




میگویند فاحشگی مغزی بدتر از فاحشگی جسم میباشد،

 ولی باور من بر این است تا مغزی فاحشه نباشد

تن را به فاحشگی وادار نمیکند!




میگویند تو شایسته تقدیری چون برای زندگی وبقای حیات،

 تن خود را به تاراج میدهی اما به حق کسی تعدی نمیکنی.


 ولی باور من بر این است که آنچه تو را به فاحشگی کشانده

 حرص و زیاده خواهی تو برای زندگی بهتر میباشد.

 شاید بگویند من که در کنج عافیت نشسته ام

 و این نامه را مینویسم...


 تا در شرایط تو نباشم نمیتوانم تو را قضاوت کنم...

 ولی باور کن در ساختمان ما دختری 22 ساله وجود دارد

 که هر قدر از زیبایی و زنانگیش برایت بگویم کم گفته ام.

 براستی از برق چشمان افسونگرش میتوان خورشید را خاکستر کرد.

این دختر، سرایدار ساختمان ماست...


و به همراه پدر پیر و بیمارش زندگی میکند

 و برای ادامه زندگی خود و پدرش سرایداری میکند.

تا راهنمایی بیشتر درس نخوانده ولی حافظ را از حفظ است.



روزی از او پرسیدم چرا ازدواج نمیکنی

 تا از این مشقت و تلخی نجات پیدا کنی؟


گفت: پدرم تنها همدم و امیدش من هستم.

 دلش به این خوش است که داروهایش را سر ساعت بهش بدهم

 و برایش حافظ بخوانم.

ازدواج مسئولیت میآورد و من تنها مسئولیتم پدرم است.


خلاصه کنم آنچه تو را بالا برده و شایسته تقدیر،

 افکاریست که در خلوت خود،

 تو را در آغوش میکشند

 و خواب همخوابگی با تو را میبینند.........









#وبلاگ یادگاری









برچسب ها: عاشقانه ها، وبلاگ یادگاری، یادگاری، یادگاری از عاشقانه ها، عاشقانه، دلنوشته های عاشقانه، دلنوشته های من،

تاریخ : 5 فروردین 96 | 16:41 | نویسنده : AKBAR AHADI | نظرات
.: Weblog Themes By ME:.