تبلیغات
و بـــــ ـلــ ـ ـا گــــ یــــــ ـــ ـــا د گــ ــا ر یـــ
وبلاگ از امروز تا دوساله دیگه تعطیل میشه"

امیدوارم که تا اون موقع یوزر پسووردم یادم بمونه"

به هر حال که"

به کم لطفیه شما عادت کرده بودیم"


یا حــق.



#یادگاری















برچسب ها: احدی، اکبر احدی،

تاریخ : 14 اردیبهشت 96 | 13:46 | نویسنده : AKBAR AHADI | نظرات
شیطان از بهشت خداوند رانده شد

چون او از همان اول ذات انسان را میدانست

انسان را میشناخت

قطعا او بعد از چند هزار سال عبادت و سجده كردن برای خداوند

 میدانست كه خداوند او را برای نافرمانی اش میبخشد!

ولی...

او تبدیل به شیطان شد

 كه به خدا ثابت كند كه انسان ارزش نداشت...

و ثابت هم كرد،

ذات بعضی از انسان ها از شیطان هم سیاه تر است!!!

شیطان گناهی نداشت...

فقط از اولش اخرش را میدانست...



#وبلاگ یادگاری




















برچسب ها: عاشقانه ها، دلنوشته های عاشقانه، وبلاگ یادگاری، دلنوشته های یادگاری، جملات عاشقانه، وبلاگ عاشقانه ها، یادگاری،

تاریخ : 13 اردیبهشت 96 | 09:34 | نویسنده : AKBAR AHADI | نظرات
برای فاحشگان شهرم

زنان غمگینی که "تن" تجارت می کنند

در بورسی که شاخصش "سینه های برآمده" است

بدبخت ها

دائم در نوسان هرزگی مردمان زیان می بینند ؛

بی انکه مشمول قانون کار شوند

که در بازنشستگی مستمری دریافت کنند

حقشان خورده شده" باز متهم هستند

کسانی که سرخاب صورتشان خوش رنگ است

و روحشان دیوار رنگ پریده ای را می ماند

که از هر رهگذر خراشی را به یادگار دارد...

بی کسیه پر رفت آمدی را دارند

و آغوش به آغوش منزوی تر

دلم می گیرد

که دلشان گرفته است

نرخشان با تنهایی اشان رابطه ی مستقیم دارد...
















برچسب ها: عاشقانه ها، دلنوشته های عاشقانه، وبلاگ یادگاری، دلنوشته های یادگاری، جملات عاشقانه، وبلاگ عاشقانه ها، یادگاری،

تاریخ : 13 اردیبهشت 96 | 08:53 | نویسنده : AKBAR AHADI | نظرات
لعــــــــــنت بر کَســــــــــے که بِـــــکارت را


معــــــــــیار ارزش مــــــــــےداند


لیاقتش همـــــان دوشــــــــــیزه ایست


با دِلــــــــــے فاحـــــــــــــــشه....!


***

دوباره زخم برداشتم

از آغوشی امن
 
کمی عجیب است

رنگ خون ندارد

بوی چرک نمیدهد

 اما تمامم کرد همین  

نترس!

کمی عصبی شد فقط

گهواره ام را شکست

زلزله خوابش را که پراند
 
 
نترس!
  
دنیایی که ما ساختیم
 
خدایش مهربان نبود

چه رسد پدرانش


.
.
.


از سرابی دیگر

دوباره زخم برداشته ام

اما یقین بدار

این بار آخر است

چشمانم تاریک است

انتها نزدیک تر
 
نترس!
 
دیگر وقت  نماندن  است ...


***



خبرش که به گوش‌اَت رسید

یادت بیاید

کسی دورتر از تو

 میانِ چند آغوشِ حریص

آنقدر صمیمانه،

سیگارش را سِرو می‌کند

تنها به این امید که

به غیرتِ وامانده ات بر بُخورد...

 تا دوباره مَردی‌ات را

شاید به رُخِ زنانگی‌اش بِکشی...

من

نه هرزه‌ام ... نه بی‌آبرو

تنها بد عادتِ مَردانگی‌هایِ مَردی شده‌ام که

زنانگی هایم را همیشه

به اسمِ کوچک صدا می‌زد ...


***


تو میفهمی !

من نمی فهمم !

فرقِ حوری با فاحشه چیست ؟!

یکی در استخدامِ خداست و دیگری

در استخدامِ بنده یِ خداست ...

خدایی که به پیروانش حوری رشوه می دهد

و بهشتی که فاحشه خانه است ...


***



تو فاحـــشـــه یِ فاحشـــــه هایِ شهـــر باش

و بــــکارتِ عشـــق را جِــــــر نده...

من خـــودم

سندِ باکـــــره بودنت را

از شیخ میگیــــرم....


***


از تـــو کــه خبـــری نبـــاشد

خـــودارضـــــایی هــم خیــانت اســت

ســیگار دگــر دود نمـیـکند، اشــک میریزد

حــســی نیست!  گریــه هم خیـــانت است...


***


استفــــــراغِ شهـــــوت هایت کافى نیست؟

که حالا دروغ هایت را هم بر من عُق میزنى؟


ایــــــنقدر نگو دوستم دارى

پاکىِ عــــــشـــــق را به لجن کشیدى


کافى ست خالى کردنِ شهوت هایت

 بر بدنِ عریانم را به خاطر بیاورى


بکارتِ روحم به اسمِ ســـــادگى تقدیمت شد


بــــــ ــــــوسه هاىِ ارامت وحشى ترم کرد


اما حواسم پرتِ محبت بود


در انتظارِ لحظه اى که از سرِ عادت

 بعدِ ارگاسمت تنگ در اغوشم میکشیدى...


من به خیالِ تو همان فاحــــــشه ام


که به جرمِ هم اغوشى با تو از پاکىِ بهشت رانده شد...


دیگر حتى دودِ سیگار هم مرا به ارگاسم نمیرساند...



***



جُمعه

جایی حوالیِ جنوبِ شهر

فاحشه‌ای است پریده رنگ
 
که از تنازعِ بقایِ نداری‌ها

حالش به هم می‌خورد

دست به دامانِ هفت قلم می‌شود

 تا چهره‌اش مشتری مدار شود

 مـبادا کسب و کارش از رونق بیافتد"

جُمعه

جایی در شمالِ شهر

اجتماعی است لولیده در هم

 که از مویرگ به مویرگِ‌شان،

لذت به توانِ یک س.ک.سِ گروهی

 در جریان است...





زندگی..!

آمد و نیامد دارد..

یکی لذت می‌سازد تا زندگی کند..

یکی زندگی می‌کند ..

تا لذت بی‌صاحب نمانَد..

***



سَرزمیــنِ بی نامـــوس هایِ ناموس پرَست

ایـــران

تُـف بـ چشمانِ هرزه ای کــ

تاوانش را جنین باید میپرداخت !

ایـــران

در شهرِ من ارزانی بیداد میکند ...

تن ارزان است !

خدا ارزان است !

آبرو ارزان است !

فاحشه هایِ ذهنی در کوچـــه و خیابان تخمه میشکند !

ایــــران

عشق از خیابان شروع میشود

پایانش در اتاقی تاریک رویِ تختخواب !

گناه را رنگ میکنند و بـــجایِ خدا میفروشند !

ایـــران

نگاه هایِ هرزه بــه مادر ها هم رحـم نمیکند !

همه یک کتابِ مقدس دارند

کــ سالهاست خاک میخورد

دیگر بس است !

من بروم بــ گناه هایم برسم !


***


رژ لبیِ را بی انگیزه میمالم

سیگار پشتِ سیگار دود میکنم

غُصه هایِ زنانه میخورم

خود ارضاییِ بی سر و صدایی 

کنجِ خانه اتفاق می افتد...

***


زنی که تنش در خانه

هیچ گاه خریدارى نداشت

تصمیم می گیرد در خیابان

 خودش را گزاف بفروشد

باور نمیکنید

دیشب در صفِ خریداران ،

همسرش چه بلوایی می کرد...

***




# مطالب برگرفته از کانال استُپ وُ مَن





















برچسب ها: عاشقانه ها، دلنوشته های عاشقانه، وبلاگ یادگاری، دلنوشته های یادگاری، جملات عاشقانه، وبلاگ عاشقانه ها، یادگاری،

تاریخ : 11 اردیبهشت 96 | 12:52 | نویسنده : AKBAR AHADI | نظرات















تاریخ : 28 فروردین 96 | 15:25 | نویسنده : AKBAR AHADI | نظرات
طوفان فكری




▫️فرایند طوفان فكری دارای 3 قانون اصلی به شرح ذیل است:

▫️ 1- هیچ گونه قضاوت یا انتقادی

درباره ایده ها نباید صورت گیرد.


▫️ 2- از كلیه ایده ها می بایست استقبال شود،

حتی اگر ایده ها پیش پا افتاده و غیر عملی باشند.


▫️ 3- هدف اصلی كمیت ایده ها است نه كیفیت آنها.



 رعایت قوانین فوق الزامی است.


بعد از 25 الی 30 دقیقه استراحت،

گروه مجددا ایده ها را نقد و ارزیابی می نماید.


▫️ ایده ها باید دسته بندی و بر اساس اولویت رتبه بندی شوند.


كیفیت هر ایده در جلسه ارزیابی

 مورد تحلیل و بررسی قرار می گیرد.

 رهبر نباید به دلیل كمبود بودجه یا دیگر منابع لازم

 پیشنهادها را كنار بگذارد.

 اگر ایده ای خوب بود، باید راه های پیاده سازی آن نیز جستجو شود.




▫️ طوفان فكری یک روش تصمیمگیری سریع است

 و برای مواقع ضروری و وقت کم کاربرد دارد.

▫️ درست است که بسته به ضرورت طوفان فكری

 در مسائل گوناگون به كاربرد دارد،

از جمله مسائل مربوط به بازاریابی، افزایش كیفیت محصول،

 تعیین خط مشی سازمان، تامین نیروی انسانی،

ایجاد انگیزه در كاركنان"

ولی در مورد مسائل گسترده و پیچیده

 و همچنین موقعیت هایی که نیاز به آزمایش و خطا دارند

 چندان سودمند نیست.










برچسب ها: عاشقانه ها، دلنوشته های عاشقانه، وبلاگ یادگاری، دلنوشته های یادگاری، جملات عاشقانه، وبلاگ عاشقانه ها، یادگاری،

تاریخ : 28 فروردین 96 | 14:42 | نویسنده : AKBAR AHADI | نظرات
ﮔﺎﻫﯽﺑﺎﯾﺪ ﺳﻨﮓ ﻭﺍﺭ؛ ﺍﺯ  ﺁﺩﻣﻬﺎ ﮔﺬﺷﺖ.....

ﺗﺎ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪﻭﺍﺭ ﻣﺠﺬﻭﺑﺖ ﺷﻮﻧﺪ...


***



سال ها بعد

مردی کنار تو جدول حل می کند

و زنی کنار من کاموا می بافد

و ما هر دو

پشت پنجره ای رو به پاییز

دلتنگ خواهیم بود

برای امروز

برای حالا

برای اینجا...


***


فغان و ناله ای دل انگیز سر میدهد جغد خوش صدا

گویی ظهور پیمبری نو را نوید میدهد

بی کتاب ، بی خدا و بی مسلک

کوله بارش اندوه و سر خوردگی


***


ای کاش بچه سنجابی بودم و نقش خدای را

 در دانه بلوطی جستجو می کردم .


***


کودکیم را به دریا می افکنم.

و ترانه ای از تو را بر پیشانی خود حک می کنم

 تا همه بدانند که پیرو کدامین آیینم.


***



به نامت سوگند که راست می گویم.   

قرن هاست که در پی تو می نویسم تا پیدایت کنم.

افسوس که هوای مسموم ذهن متعفنم ،

 تار و پودم را به چالش یک سوال می کشد.

آیا تو مرا می بینی بانوی تاریکی.


***


سر خودنویسمُ با قطره های اشکم خیس می کنم ،

 تا بوی تعفن نوشته هامُ احساس نکنم.


***



... و میدانم تمامی لحظاتم

تنها سراغ تو را میگیرند

رقص بهانه است
 
که دستم بر کمرت بوسه زند

چه عطری دارد موهایت

هوا را از خود پر کرده

و دلم را از خود بیخود....



***















برچسب ها: عاشقانه ها، دلنوشته های عاشقانه، وبلاگ یادگاری، دلنوشته های یادگاری، جملات عاشقانه، وبلاگ عاشقانه ها، یادگاری،

تاریخ : 28 فروردین 96 | 14:31 | نویسنده : AKBAR AHADI | نظرات



ما قول های زیادی به هم داده بودیم،

مثلا قول داده بودی چشم هایت برای من باشد و

خنده هایت فقط دل من را به قنج بیاورد،

من گونه های نرمم را برای تو کنار بگذارم،

تو چالِ دیوانه کننده ات را برای من،

من صدایم را که زیر لب شجریان می خواند و

تو صدای ظریفت که اسمم را ترانه می کند،

من شانه هایم را برای تو

 و تو غرق شدن در موهایت را برای من ،

من بازوهایم را برای چرخاندنت زیر باران،

تو دست هایت را برای بازی کردن روی صورت من،















مثلا قول داده بودیم

 که طپش قلب تو شب ها لالایی من باشدو

شمردن نفس های من بازی تو برای خواب رفتن،

قول داده بودی جمعه ها را دست به سیاه و سفید نزنی

ومن روز را برایت رنگین کمان کنم،

آوردن چای با من،

گذاشتن موسیقی و بلند خواندن کتاب با تو،

مثلا قول داده بودیم تو برای من باشی من برای تو،

من تو را تا آخر دنیا دوست داشته باشم و تو من را،

و من حالا نمی دانم که تو کجایی،

چه می کنی،

برای که هستی

و به چه کسی قول می دهی

و ما آدم ها چقدر بد قولیم !!!



























برچسب ها: احدی، اکبر احدی، عاشقانه ها، وبلاگ یادگاری، عاشقانه، وبلاگ عاشقانه ها،

تاریخ : 28 فروردین 96 | 14:20 | نویسنده : AKBAR AHADI | نظرات
























آغــــــــــوش تـــــو

وقتے بروے وســــــــــوســــــــــه باز مے شود

و شــــــــــهوت را به بزم آتش دعوت مے کند

همچون صلیبے مقدس بشارت رستگارے مے دهد

مـــــرا به آغــــــــــوشت بخوان

تا مســــــــــیح وار به معــــــــــراج رَوَم....


#وبلاگ یادگاری
















برچسب ها: عاشقانه ها، دلنوشته های عاشقانه، وبلاگ یادگاری، دلنوشته های یادگاری، جملات عاشقانه، وبلاگ عاشقانه ها، یادگاری،

تاریخ : 28 فروردین 96 | 14:05 | نویسنده : AKBAR AHADI | نظرات

یاد دارم یك غروب سرد سرد ...

میگذشت از کوچه ما دوره گرد:

دوره گردم ، كهنه قالی میخرم.

دست دوم جنس عالی میخرم.

كاسه و ظرف سفالی میخرم.

 گرنداری كوزه خالی میخرم .

اشك در چشمان بابا حلقه بست.

عاقبت آهی کشید بغضش شكست.

اول سال است و نان در خانه نیست.

ای خدا شكرت ولی این زندگیست؟!





بوی نان تازه هوش ما را برده بود

اتفاقا مادرم هم روزه بود

چهره اش دیدم كه لك برداشته...

دست خوش رنگش ترك برداشته

سوختم دیدم كه بابا پیر بود.

بدتر از این خواهرم دلگیر بود.

مشكل ما درد نان تنها نبود؛

باز آواز درشت دوره گرد.

پرده اندیشه ام را پاره كرد.

 دوره گردم ، كهنه قالی میخرم.

دست دوم جنس عالی میخرم.

خواهرم بی روسری بیرون دوید؛.

گفت: آقا سفره خالی میخرید!!!



#دوره _گرد

#کارو_دردریان













برچسب ها: اشعار کارو، کارو دردریان، اشعار کارو دردریان، احدی، جملات عاشقانه، عاشقانه، کارو دردریان در زندگی،

تاریخ : 28 فروردین 96 | 13:27 | نویسنده : AKBAR AHADI | نظرات

کاش هیچوقت نگفته بودی

"دوستم داری..."

آنوقت حالا

من زندگی ام را میکردم

به تو فکر نمیکردم

خوابت را نمیدیدم

و تو هم...

و تو هم،

نرفته بودی...












برچسب ها: اکبر احدی، احدی، جملات احدی،

تاریخ : 27 فروردین 96 | 17:13 | نویسنده : AKBAR AHADI | نظرات

















چه کنم که بیمارم .

آشفته بازار ذهنم دمی مرا رها نمی کند .

ترشحات مردابی پیرامونم

 پیراهن سپیدم را آغشته کرده است.


تویی که جای جای ِ کالبد فانیَم را از بَری

تویی که لبانت عطش صد ساله ام را فرو می نشاند.


آزارت می دهم چرا ؟


به مزدا اهوره ام سوگند که تورا همتای او می پرستم ،

 خواه حسادت کند خواه به خود ببالد.


 می ترسم ، از تنهایی ، از اینکه تنهایم گذاری.

بی تو نه قصری می خواهم

 که در آن بامدادم را به شامگاه برسانم .

نه نسیمی که عطرِ تنت را از یاد برده باشد!



من فقط تورا می خواهم ،

 با همه ی خوبیهایت ،

با تمام زیبایی هایت ،

 با تمام لبخند هایت.

 فقط با من بمان پری کوچک غمگین "


دیوارهای قصرم را ویران کرده ام

 و خاکستر نشین شده ام"

می مانی ؟"""



دیو این قصر فانی تورا می خواند"


بیا برایم ترانه ای بخوان و بگو که ............  

                                                                                                                 

سلام......





هستند گدایانی که به سلامی از ما هم قانعند!



#وبلاگ یادگاری


















برچسب ها: عاشقانه ها، دلنوشته های عاشقانه، وبلاگ یادگاری، دلنوشته های یادگاری، جملات عاشقانه، وبلاگ عاشقانه ها، یادگاری،

تاریخ : 27 فروردین 96 | 11:08 | نویسنده : AKBAR AHADI | نظرات
ﮔﻔﺖ : ﭼﺮﺍ ﺳﮑﺲ ﻭ ﺳﯿﮕﺎﺭ؟؟!!

ﮔﻔﺘﻢ : ﻭﺍﺳﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﻭﺍﺳﻪ ﺟﻔﺘﺶ ﺣﺴﺮﺕ ﻣﯿﺨﻮﺭﯾﻢ

ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺳﮑﺴﯿﻮ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﺪﺍﺭﯾﺶ

ﺍﻭﻟﯿﻦ ﮐﺎﻡ ﺳﯿﮕﺎﺭﯾﻮ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ...

***

ﺗﻠﺨﻢ!

ﻣﺚ ﺍﻟﮑﻞ ﺳﮕﯽ

ﺷﻬﺎﻣﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﻣﺰﻩ ﮐﺮﺩﻧﻢ ...


***


آه که چه بی شرمانه

پستانهای عشق مرا به دندان گرفته ای آنها پناهگاه امن من بودند"

من به کودک خودم هم حسادت می کنم بانو.

 خودت را بپوشان، نگاهش آزار می دهد!

***

پرسید در چه فکری هستی؟

 گفتمش در فکر پستانهای مادرم که چه بی شرمانه خشکیده  شده اند.

 ای خدا دعا می کنم که چشمه ی کوثرت بخشکد!!!


***


خودکشی،زیباترین معجزه ی انسان پس از انکار خدا بود"

***


دیدار ما باشد به قیامت.  آنجا که فاحشگان مقدم ترند.

فاسقان رقصان رقصان در پی کالبدی جدید

 در انزوای این شب شهوت لبالبند.

 بترس از پوست موزی که زیر پای توست.

دلیل سقوط تو همین یک معادله است.


***


میرزا ننویس!!!


معذرت می خواهم از اینکه چیز می نویسم.

ببخشید، کار دیگری بلد نیستم.


***

طالع من اگر نیک بود .

جغدها در سرم لانه نمی ساختند!!!

***










#وبلاگ یادگاری

























برچسب ها: عاشقانه ها، دلنوشته های عاشقانه، وبلاگ یادگاری، دلنوشته های یادگاری، جملات عاشقانه، وبلاگ عاشقانه ها، یادگاری،

تاریخ : 27 فروردین 96 | 10:58 | نویسنده : AKBAR AHADI | نظرات
تاریخ : 27 فروردین 96 | 10:36 | نویسنده : AKBAR AHADI | نظرات



دردمرا شمعــــــی  میفهمد

که برای دیدن یک چیزدیگر،

آتشش زدند!




















می بوسم دست پیر مرد دیوانه ی شهرمان را که یقین دارم خدا بود .

















برچسب ها: عاشقانه ها، دلنوشته های عاشقانه، وبلاگ یادگاری، دلنوشته های یادگاری، جملات عاشقانه، وبلاگ عاشقانه ها، یادگاری،

تاریخ : 27 فروردین 96 | 09:17 | نویسنده : AKBAR AHADI | نظرات























#خدا میبخشد" شک نکن!

















بسیار هستند فاحشه هایِ مغزی

که جنسیتشان هم فرقی نمیکند


انسانهایی که سطحِ سواد

و آگاهیِ اجتماعیشان کمی زیرِ خطِ نصف النهارِ مبدٱ است


البته ما به این دسته خُرده نمیگیریم

انسانهایی که تظاهر میکنند

به آن چیزی که آرمانهایشان است

ولی نیستند !!!!!


به قولِ دوستی که می گفت:

اینجا زیپ حاجی ها زودتر از سینه بندِ فاحشه ها باز میشود!

دوستِ من باکرگی ملاک بر عفتِ یک زن نیست!!!

قلبت و روحت باید پاک باشد!!!


باکره بودن تنها یک پرده بکارت برایِ تفکیکِ دختر به زن نیست!



باکره باید چشمانِ تو باشد که آنچه را که نباید نبینی!

زبانت باشد که آنچه را نباید نگویی!

باکره دستانت باشد،از آنچه که از آنِ تو نیست!

باکره باید ذهنت باشد،مغزت باشد"

که تفکرِ غلط نکنی!

اگر باکرگی معیارِ تو برایِ عفت است"

باشد.................



باکره هایِ شهر از آنِ خودتان !!!






ما با همان فاحشه هایی که شما میخوانید،

میمانیم که توبه کرده اند...


























برچسب ها: عاشقانه ها، دلنوشته های عاشقانه، وبلاگ یادگاری، دلنوشته های یادگاری، جملات عاشقانه، وبلاگ عاشقانه ها، یادگاری،

تاریخ : 26 فروردین 96 | 15:27 | نویسنده : AKBAR AHADI | نظرات
تاریخ : 26 فروردین 96 | 15:11 | نویسنده : AKBAR AHADI | نظرات


من عزرائیل را در صندلی عقب

یک پیکان نارنجی رنگ مدل پنجاه و هفت دیدم"

خوابش برد زمانی که در خواب نوازشم می کرد!!!


















خدایا؟؟؟؟؟؟؟؟
















برچسب ها: عاشقانه ها، دلنوشته های عاشقانه، وبلاگ یادگاری، دلنوشته های یادگاری، جملات عاشقانه، وبلاگ عاشقانه ها، یادگاری،

تاریخ : 26 فروردین 96 | 14:52 | نویسنده : AKBAR AHADI | نظرات


جرم من این بود که نور می خواستم .

آه ...

 فراموش کردم ، من کورم!











#زمستان سیبری























برچسب ها: عاشقانه ها، دلنوشته های عاشقانه، وبلاگ یادگاری، دلنوشته های یادگاری، جملات عاشقانه، وبلاگ عاشقانه ها، یادگاری،

تاریخ : 26 فروردین 96 | 14:30 | نویسنده : AKBAR AHADI | نظرات



















 رویای شهوت اندود............

 مرا دریاب که جانم را قطره قطره

 از ستون افقی مردانگیه به خاک نشسته،

 بروی آن تپه هایت که ماورای آرامش جانم است

 می چکانم و تو چه زیبا ناله سر میدهی :

 آآآآآه ه ه ه .....

 آمد...

 آآآآآمد......

 آه ...

 دوستت دارم.......














برچسب ها: عاشقانه ها، دلنوشته های عاشقانه، وبلاگ یادگاری، دلنوشته های یادگاری، جملات عاشقانه، وبلاگ عاشقانه ها، یادگاری،

تاریخ : 26 فروردین 96 | 14:12 | نویسنده : AKBAR AHADI | نظرات
تاریخ : 26 فروردین 96 | 11:30 | نویسنده : AKBAR AHADI | نظرات
تجاوز كن،به تمامِ من


به تمام آرزوهایی كه هنوز هم به آنها امید بسته ام،

بِدَر لباسِ امیدم را،

عریان كن،شرمِ سكوتم را

زجر بده تمام ذهنم را

تجاوز كن

به هرچه دارم و ندارم!

كه من به نیستی كشیده شدن را میپذیرم...















به من گفته بودند که دوزخ لهیب ابلیس است!

 و من لخت و عور آمدم. ریـــــــــدم!


هوای اینجا که سرد است و برف هم غوغا میکند.

 مستراح های اینجا همه خصوصیند.


سرم پر شده از نوارهای سفیدی که قرمزند و بهداشتی نیستند.

راستی! من پا خوردم.

اینجا کسی  پریود نمی شود!!! همه پریوش اند.....





#وبلاگ یادگاری























برچسب ها: عاشقانه ها، دلنوشته های عاشقانه، وبلاگ یادگاری، دلنوشته های یادگاری، جملات عاشقانه، وبلاگ عاشقانه ها، یادگاری،

تاریخ : 26 فروردین 96 | 11:19 | نویسنده : AKBAR AHADI | نظرات
ﺷﺪﻩ ﺍﻡ ﺷﺒﯿﻪِ ﻓﺎﺣﺸﻪ ﺍﯼ ﮎ ﺩﺭﺑﺪﺭ ﺩﻧﺒﺎﻝِ ﺁﻏﻮﺵِ ﻣَﺮﺩِ

ﻣُﺮﺩﻩ ﺍﯼ ﺳﺖ ﮎ ﺑﯽ ﺻﺪﺍ ﻭ ﺑﯽ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺩﺭﺍﺯ ﺑﮑﺸﺪ

ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺭ ﺳﮑﻮﺗﯽ ﺑﯽ ﺍﻧﺘﻬﺎ ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ

ﻣﯿﺰﺑﺎﻥِ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯼِ ﺑﯽ ﻣﺨﺎﻃﺒﺶ ﮐﻨﺪ !

#میزبان



























برچسب ها: عاشقانه ها، دلنوشته های عاشقانه، وبلاگ یادگاری، دلنوشته های یادگاری، جملات عاشقانه، وبلاگ عاشقانه ها، یادگاری،

تاریخ : 26 فروردین 96 | 11:10 | نویسنده : AKBAR AHADI | نظرات
بیا و برایم مادری کن. بگذار جای من تو را به ته دوزخ بفرستند.

من هنوز حریص زیستنم.

دیدار ما باشد به قیامت.

من پاکم،

خالص از خون خدایی که عمریست شهوت حوا را به سر دارد

و با مریم می آمیزد.

و تو زاده ی شهوت ابلیسی که هنوز پای بند عشقش به حوا است.


 من بیزارم از چرتکه ی عزرائیل.

  ماشین حسابها دیگر صفر ندارند.

        عدد خدایی  باطل شد...















برچسب ها: عاشقانه ها، دلنوشته های عاشقانه، وبلاگ یادگاری، دلنوشته های یادگاری، جملات عاشقانه، وبلاگ عاشقانه ها، یادگاری،

تاریخ : 26 فروردین 96 | 10:33 | نویسنده : AKBAR AHADI | نظرات
افسردگی ...

بهایی است که انسان برای شناخت خود میپردازد

هرچه عمیق تر به زندگی بنگری به همان مقدار هم
 
                عمیق تر رنج میکشی!

#وبلاگ یادگاری














برچسب ها: عاشقانه ها، دلنوشته های عاشقانه، وبلاگ یادگاری، دلنوشته های یادگاری، جملات عاشقانه، وبلاگ عاشقانه ها، یادگاری،

تاریخ : 26 فروردین 96 | 10:12 | نویسنده : AKBAR AHADI | نظرات
















تو را به نوشیدن چند فنجان خالی دعوت میکنم .

و فریبت میدهم  که فنجانها پراند از عشق و شهوت .

دریغ ، دریغ از قهوه ی قجری

که فرصت بوسیدن لبانت را از من گرفت .















برچسب ها: عاشقانه ها، دلنوشته های عاشقانه، وبلاگ یادگاری، دلنوشته های یادگاری، جملات عاشقانه، وبلاگ عاشقانه ها، یادگاری،

تاریخ : 26 فروردین 96 | 07:47 | نویسنده : AKBAR AHADI | نظرات
شرمت را کنار بگذار و بامن باش.

لباس هایت را به من بفروش و درمن شو .

*

کسی ما را نمی بیند ...

بیا و برای باری دیگر مرا از بکارت این تن رها کن

*

ما با هم جوان می شویم .

سرم را روی سینه ات بند کن .

*

موهایم را نوازش کن

که چندیست پژمرده شده در حسرت دستان نوازشگرت

*

دوباره برایم از ناممکن ها و لذات محال بگو ..

*

دلم خواب راحتی میخواهد در اغوشت ..

بی دغدغه

بی کابوس

بیا یکبار دیگر با هم پروازکنیم ...


























برچسب ها: عاشقانه ها، دلنوشته های عاشقانه، وبلاگ یادگاری، دلنوشته های یادگاری، جملات عاشقانه، وبلاگ عاشقانه ها، یادگاری،

تاریخ : 25 فروردین 96 | 15:13 | نویسنده : AKBAR AHADI | نظرات
یک دخترِ باکره با بویِ فاحشگی....

یک مَرد با بویِ نامَردی...

در شبی پر از شهوت ...

تاوانش تو، یک طفلِ نارس بنامِ حرامزاده...

تولدت تسلیت کوچکِ نفهم ...
 
در زباله دانِ شهرِ کثیفِ من آرام بگیر...



#وبلاگ یادگاری













برچسب ها: عاشقانه ها، دلنوشته های عاشقانه، وبلاگ یادگاری، دلنوشته های یادگاری، جملات عاشقانه، وبلاگ عاشقانه ها، یادگاری،

تاریخ : 25 فروردین 96 | 15:11 | نویسنده : AKBAR AHADI | نظرات
اگہ بینِ دستــانِ تو  فاحشہ ام بخوانند ...

خیلے بهتر از این است ڪہ ،،،

باکرھ ای باشـم

میانِ هزاران دستــ ....

#باکره




























برچسب ها: وبلاگ یادگاری، یادگاری، عاشقانه ها، وبلاگ عاشقانه ها، دلنوشته های عاشقانه، جملات عاشقانه، جملات یادگاری،

تاریخ : 25 فروردین 96 | 15:04 | نویسنده : AKBAR AHADI | نظرات
آنقدر بین دستانِ کم مهرت این سو و آن سو شدم،

که دست آخر'فاحشگی لطف زیادت"

باکرگی شرمم را پاره کرد!



و اینک هر لحظه"

از مغز متلاشی شده ی همان پیرمردِ قصه های مادربزرگ"

قطره ب قطره خاطره چکه میکند"


و فرش دلتنگی را چنان خیس میکند

که چشمانِ نداشته اش هرلحظه ارضاء میشود!

#اشــک

#احــدی


















برچسب ها: عاشقانه ها، دلنوشته های عاشقانه، جملات عاشقانه، وبلاگ عاشقانه ها، احدی، نوشته های احدی، اکبر احدی،

تاریخ : 25 فروردین 96 | 14:10 | نویسنده : AKBAR AHADI | نظرات
تعداد کل صفحات : 13 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By ME:.